
مادرم توی سی سال پیش مونده و انتظار داره مثxa0 اون باشم انتظار داره مث یه دختردهه پنجاهی زندگی کنم همه چی پیشش زشته حتی چیزایی ک ارزش فک کردن نداره و این عذابم میده....چون مخاد مجبورم کنه خدایا بحق خودت کمکم کنxa0...
ادامه مطلب
بچه که بودم ...با دوستام میرفتم کلاس قران... یبار معلمون گفت بمونین برا تغذیه بعد برینxa0 منم فک میکردم خدایا تغذیه چیهxa0 فک میکردم مثلا یه کادوی سرگرمیهxa0 و بازی باش میکنن ایقدمنتظر موندمو و ذوق کردم ....همش میگفتم مال من صورتیه و اینا ...دم به دیقه میرفتمxa0 پیش معلم میگفتم ...تغذیه چی شد بعده نیم ساعت یه دونه شیر کوچیک آورد ...دنیا تو سرم ریختxa0 خو میگفتن شیر به بچه هش ساله میگن تغذیه خخخ...
ادامه مطلب
پدر زیاد خوش اخلاق و با درک نیستیxa0 پدر احساس راحتی بات نمیکنم ... رمز:رسوندن شایی به خونه و شونه پفی(البته اسمش چیز دیگه بود یادم نیس) پدر نظام کار خودشو کرد و عقایدت خاصه و طرز فکرتxa0 آرزو میکنم همسر آیندم تحته هیچ شرایطی با دخترم همچین نباشه...
ادامه مطلب