امیرسام...

خرید بک لینک
توی اوج ناراحتی توی اوج روزمرگی...

روزای بدون هدف وتکراری...

خستگی..دلگرفتگی،،..

گریه...تنهایی

حلاصه یه حال بد....

یهوبری روستاببینی سوپرایزشدی...

امیرسام ومحمدسام....

آبجی نرگس....

دیونه شدم ی دیقه...بعدازدوماه....

بعده نیم ساعت گریه کردن ازخوشحالی

وهیجان تونستم سفت بغلشون کنم...

الهی آبجی نرگس قوربونت بره امیرسام..

برام کلوچه آورده بود...فقط براآبجیش..

محمدسام دیشب ایقددنبالم جیغ زدو

سروصورتمومحکم گرفته بودآبدی نیو...

ینی آبجی نرو...

خوشحالی ینی سره امیرسام روی بازوی

منه وداره نگام میکنه....

خدایاشکرت....شکرت هزاربار

تلخ و شیرین من...

ما را در سایت تلخ و شیرین من دنبال می‌کنید

برچسب: امیرسام, نویسنده: بازدید: 44 تاريخ: چهارشنبه 22 شهريور 1396 ساعت: 13:14

صفحه بندی