
لباسشوخیلی دوس دارم... xa0 خو...
ادامه مطلب
هیچ کس جای هیچکس نیست xa0 همیشه اونایی ک زیاد تو جم شادنxa0 xa0 احتمالا غم زیادی دارن ... xa0 توی خونه اذیت میشم خدا ...هیشکی xa0 درک نمیکنه .... xa0 میگن کسی درد و میفهمه ک دردو کشیدهxa0 xa0 باشه ...دخترای من خوشبخت ترین دخترای xa0 دنیا میشن ...چون مادرشون درد کشیدس xa0 تلخی های الان من میشن شیرینی زندگیxa0 دخترام .... قسم میخورم .........
ادامه مطلب
الان ک فک میکنم میبینم چقد دلم برای قطرات زلال ٬ پاک و شفاف بارون تنگ شده ..... xa0 خدایا پس چی شد این بارون ؟؟؟...
ادامه مطلب
مادرم توی سی سال پیش مونده و انتظار داره مثxa0 اون باشم انتظار داره مث یه دختردهه پنجاهی زندگی کنم همه چی پیشش زشته حتی چیزایی ک ارزش فک کردن نداره و این عذابم میده....چون مخاد مجبورم کنه خدایا بحق خودت کمکم کنxa0...
ادامه مطلب
دیشب عروسی تمام شد ..... به خوبی و خوشی ...آرایشگره موهامو قشنگ زلف زدxa0 پفه پف .... آرایشمم خیلی ساده شیک بود و لباسم محشر ..... حس خووبی داره که جز زیباهای مجلس باشی .......
ادامه مطلب
خوشحالی یعنی ....الان ساعت دو و نیم ظهره .... و امشب عروسی تو تالار ساعت پنج و نیم اینا باس بریم پیش آرایشگر.. که فرق خوشگله خوشگل باز کنه برامون لباس منو و فاطی کامل سته حتی چیزای خیلی جزیی خووووووشحالم خدا کنه زود پیش برهxa0...
ادامه مطلب
قسم میخورم میشم بهترین مادر دنیا دختره آیندم خیلی آرزوها برات دارم توسن هیژده سالگی به یه جایی رسیدمxa0 که میگم از خودم گذشت ایشالابرا دخترم دختره من میشه خوشحال ترین دختره دنیا چون مادرش مثله مادر بزرگش نیست .. دخترم نمیذارم زجرای مادرتو بکشی هیچوقت .. پس نوشت:یع عالمه گریههxa0...
ادامه مطلب
خدای خوبم سلام ....دلم دردمیکنهxa0 الانم عمه شهلا و پوریاوممد و حاجی و خاله حاجیو و بابا و مامان و عمه نجمه تو حیاطن ولی من تو اتاق دراز کشیدم ....امسال اولین سالیه که مدرسه نمیرمxa0 دیگه بزرگ شدم ...دارم وارد نوزده سالگی میشم ... بزرگ میشم و باید مسیرای مختلف زندگیمو طی کنم ...من که نمیدونم xa0 دست سرنوشت میخاد چجوری بام تا کنه ....امشب پدرم بازنشست شد بعد از سی سال کار بدون وقفه و حلال ....همش تو جاده ...ماموریت ... xa0 استرس زیاد ...پدرم خسته نباشی ...سرهنگ بودن سخته ..اخلاقش با ما هم نظامی ب...
ادامه مطلب
سلام ...الان ک دارم اینو مینویسم ساعت نزدیکای یک شبهxa0 توی حیاط خابیدم هواااااعالیه دارم به آسمون نگاه میکنم دیشب با خدا زیاد حرف زدمxa0 فکر میکردم ....به قدیما....احساسات ....و تغییراتی ک کردم به بچگیااام....به گذر نوجووونیم که چقدر با احساس و دخترونه بودم ...هوا عالیه ...خدایا یادته قدیما چقد ستاره بود؟؟؟ ستاره ها کم شدن ... پس نوشت:عاشق سادگیمم و یه رو بودنمxa0 عاشقتم خودم دوست دارم خودمه عزیزم تو بهترین دختر دنیایی... خودا عاااشقته خودم...
ادامه مطلب
مامان کاری و درگیری با کسی جز من نداری؟؟؟ xa0...
ادامه مطلب
حال بشدت بدی دارم ....اصلا نمیتونم اینجا صبوونه بخورمxa0 حالت تهوع شدید دارم ،.. پدر ...مادر ...برادر خیلی بداخلاقین .... برادرزندگیمو جهنم کردین انتظار دارین باور کنم دوسم دارین؟؟ دوس داشتن بدون درک خوب نیست .... صب دندون پزشکی بودم دندونم حالش بده ... xa0 مادر نقطه چییییین حرف پدر نقطه چییییین حرف برادر نقطه چییییین حرفxa0 زندگینقطه چیییییین یه دنیا حرف xa0 ... شه دخت سختیات تموم میشن خودم جااااااان ...خدا هست خودم جان...
ادامه مطلب
نمیدونم بوی هوا آشناس.... هوا آشناس.... هوا خوبه.... یهو آدمو میبره توی قدیم قدییییمااااااای دوره دور سادگیاااا بچگیااااا آرامش و دنیااااااای خیالی .... یادته شه دخت؟؟؟؟...
ادامه مطلب